SuPeR Review

*نشریۀ "سوپر" فضایی برای نشر عقاید*

SuPeR Review

*نشریۀ "سوپر" فضایی برای نشر عقاید*

مشخصات بلاگ
SuPeR Review

می‌خواهم برگردم به روزهای کودکی..

آن زمان‌ها که پدر تنها قهرمان بود

عشق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد

بالاترین نــقطه‌ى زمین، شــانه‌های پـدر بــود

بدتـرین دشمنانم، خواهر و برادرهای خودم بودند

تنــها دردم، زانوهای زخمـی‌ام بودند

تنـها چیزی که می‌شکست، اسباب‌بـازی‌هایم بـود

و معنای خداحافـظ، تا فردا بود!

(استاد مرحوم حسین پناهی)

برای همکاری و هماهنگی با ایمیل :

Stage@mailfa.org

تماس حاصل فرمایید.

• کسانی هم که مایل به تبادل لینک

هستن ، ما رو با عنوان وبلاگمون لینک

کنن ، بعد تو قسمت نظرات وبلاگمون

اسم و آدرس وبلاگشون رو بذارن که هم

سر بزنیم هم نظر بدیم و هم لینک کنیم.

طبقه بندی موضوعی
پیوندها

+ detest of autumn +

چهارشنبه, ۲۴ مهر ۱۳۹۲، ۰۳:۴۹ ب.ظ


بیزارم از پاییز ... detest of autumn 

میخوام از اول شروع کنم و بگم ... 

دو سال پیش تو اوج تنهایی و افسردگی تو مسنجر و سایت های مختلف دنبال یه دوست (دختر)

می گشتم که بتونه اولاً هم منو تحمل کنه هم اینکه همدم تنهاییم بشه ... با روان گسیختگی محض

تو سایت ها و مسنجرها می گشتم و با همه ارتباط برقرار می کردم تا اینکه یه شب با یه نفر آشنا 

شدم که مشخصات پروفایلش نشون میداد که همشهری هستیم . خلاصه باهاش ارتباط برقرار کردم 

و همه حرفامو بهش زدم ... از روی غروری که داشتم و از شناختی که داشتم اولین چیزی که بهش

یادآور شدم این بود که "من غیر قابل تحملم و کمتر کسی و بهتره اینجوری بگم ، هیچکس نمیتونه

منو تحمل کنه" ... اونم مغرور بود و نمخواست که زیر بار حرف زور و بداخلاقی بره ... اون شب

بعد دو ساعت چت کردن بهش گفتم برو ... به قدری حالم بد بود که داشتم اشک می ریختم و بهش میگفتم

برو ... تو هم نمیتونی منو تحمل کنی ... اونم رفت ... من هم تو واقعیت داشتم زار زار گریه می کردم 

هم تو روم (چت روم) مدام شکلک گریه می ذاشتم ... چند دقیقه گذشته بود و من همینجوری داشتم گریه 

میکردم و... که دیدم دوباره برگشت ... و گفت : من تحملت میکنم ! ... گفتم نمیتونی ! گفتم برو ... نمیخواد 

برام دل بسوزونی ... گفتم : منو خانوادمم نمیتونن تحمل کنن ، چه برسه به تو ... اما گفت : من با بقیه 

فرق دارم و من تحملت میکنم ! ... هر چی بهش گفتم برو ، گوش نکرد ... گفتم اصن من پشیمون شدم ... 

میخوام تنها بمونم تا اینکه یه نفر دیگه رو درگیر خودم کنم و بخوام ناراحتش کنم ... گفت : من ناراحت 

نمیشم و قول میدم تحملت کنم .... از اون شب به بعد تا 6 ما اول دوستیمون سر هر بحثی بهش میگفتم 

بره ... چون واقعاً داشتیم عذاب میکشیدیم ... ولی اون حرف گوش نمی کرد و میگفت من نمیرم و تحملت 

میکنم ... به حدی که گفته بود تحملم میکنه و تنهام نمیذاره و میگفت با بقیه فرق داره که باورم شده بود

که میتونه و واقعاً فرق داره ... اما .............. 1 ماهه رفته و الان دیگه میگه : متنفرم ازت و دیگه حالم ازت

بهم میخوره و نذر کردم که بری .... دیگه نمیخوام ببینمت .... 

کسی که همیشه می گفت : من عاشقتم .... میگفت : هیچوقت تنهات نمیذارم ... میگفت : اگه برم میمیرم ... 

حالا میگه : متنفرم ازت ... بدم میاد ازت ... حالم ازت بهم میخوره .... نمیخوام ببینمت ....

تو این یک ماه بهش فرصت دادم و سعی کردم غرورم رو زیر پا بذارم ... ولی هنوز برنگشته و ازم دورتر و 

دورتر شده و دیگه هیچ خبری ازش نیست ......

یکی یه چی بهم بگه ! ... چی شد ؟! ... مگه من بهش نمیگفتم بره ؟! چرا بعد دو سال ؟! چرا گذاشت من بهش 

وابسته بشم و عاشقش بشم و نتونم ازش جدا بشم و بعد بذاره بره ؟! ... 

به قدری داغونم که خیلیا باهام حرف زدن و خواستن بهم انرژی مثبت بدن و نذارن که من افسرده تر بشم ... ولی

هیچکدوم نتونستن بگن : چرا ؟! چرا اون وقتی که من بدترین رفتارارو باهاش می کردم نمی رفت و حالا که دیگه 

من عاشق همین بخشیدناش شدم گذاشت رفت ؟!

چرا دلمو اینجوری شکست ؟! ... من اشتباه کردم ... ولی چرا تاوانشو اینجوری باید پس بدم ؟!




 

۹۲/۰۷/۲۴

نظرات  (۲۶)

مطلبتو خوندم خیلی ناراحت کننده بود .......

ولی خب دوستیایی که از دنیای مجازی شروع میشه معلوم نیست تهش چی میشه .....

 

پاسخ:
درود.
خوش اومدید.ممنون از حضورتون و مرسی از ابراز همدردیتون.
خیلی سخته ... حتی گفتنشم سخته ... 
خوب اول باید بگم شما به نظر من یک رابطه اشتباهی را به وجود اوردید در دنیای مجازی..چرا سعی نکردید که در دنیای واقعی یک دختر مناسب را پیدا کنید...؟؟
دوم چرا شما سعی نکردید کمی اخلاق خود را عوض کنید؟؟عیبتون را برطرف کنید یا کمتر کنید....
به هر حال ظرفیت ادم ها هم حدی داره...به نظر من اون فقط داشته تحملت میکرده مثل بقیه ادم ها که اینکار را میکنن اگر ادم موثری میخوای باید دنبال کسی باشی که بتونه بهت کمک کنه که این عیب را از بین ببری....
به هر حال برای فراموش شدن احساس ها به نظر من زمان ممکنه بیشتر کمک میکنه.
پاسخ:
ابتدا درود.

مرسی از حضورتون و مرسی از نظرتون ... 

دوستِ عزیز ... اینکه میگن روابط و دوستی های اینترنتی اشتباهِ تعریفش برای 

افرادی که از هم دور هستند ... نه ما که همشهری بودیم و فاصله خونه ی ما با 

اونها فقط 45 دقیقه بود . ما همدیگرو دوست داشتیم ... اختلاف زیاد داشتیم ولی 

همدیگرو دوست داشتیم . 

در مورد اخلاق و رفتارم هم باید بگم مشکل همینه ... اینکه من با عادت کردم و اگر 

میشد که ترک عادت کنم که دیگه مشکلی نبود و الان همه چی رو به روال بود دیگه...

در مورد ظرفیت آدمها هم با شما موافقم ... ولی چیزی که برام سواله اینکه چرا آدم 

باید 2 سال رو تحمل کنه ، ولی همین که بدونه طرفش هم داره تغییر میکنه و همچنین

وابسته و عاشقش میشه بذاره بره ؟! 

ضمناً اینم فراموش نکنید که من 1 سال اول دوستیمون مدام و اکثر اوقات بهش میگفتم بره 

ولی نرفت ! 

بحث فراموش کردن و مشکل از یاد بردن هم ندارم ... مشکل اینه که به همه چی دارم بدبین

میشم ، از زمین و زمان .... 


من نظری ندارم با عرض پوزش
پاسخ:
درود. 

سپاس از حضورتون و سپاس از نظرتون . 

همین که اعلام کردید هم خودش کلی ارزش داره .

بازم ممنون . بدرود.
۲۴ مهر ۹۲ ، ۱۹:۳۱ فــــــــــرناز
سلام
حال احوال؟؟؟
اول اینکه کسی از دل کسی خبر نداره...
ولی خب شاید اولاش امید داشته ک میتونه باهات بمونه ولی بعدش ب این نتیجه رسیده که نمیتونه!
پاسخ:
ابتدا درود. 

در ادامه ... سپاس از حضورتون و سپاس از نظرتون ... 

به قول شاعر ... با این اوصاف ، دیگه حالی به آدم میمونه ، نه والا ... 

احوالی به آدم میمنونه ، نه بِلاّ ...

در مورد موضوعی هم که می فرمایید کسی از دل کسی خبر نداره ... 

باید بگم درست می فرمایید ... ولی دقیقاً تا همین که داشتم اخلاق

بدم رو بخاطرش تغییر میدادم اینجوری شد :( و این عذابم میده ... 

ولی کاش .... :-(

بازم ممنون بانو.


•◕✖▒دلـ♥ـم خـیـلــی بــیــشــتــر از حـجـمــش پـــُر اســت ؛•◕✖▒

•◕✖▒پــُـر از جــایِ خــالـیِ ♥تـــو♥•◕✖▒

•◕✖▒پــُـر از دلـ♥ـتــنـگی بـرای نگــاهِ تـــو •◕✖▒

•◕✖▒پــُـر از خــاطـراتِ قــدم زدن•◕✖▒

•◕✖▒در کـوچــه پــس کــوچـه هـــای شــهـر بـا تــ♥ـــو•◕✖▒

•◕✖▒پــُـر از حــس پــرواز•◕✖▒

•◕✖▒پــُـر از تــــــــ♥ـــــــــو ♥•◕✖▒

سلام خوبید؟

ممنون مجددا تشریف آوردید..

آخه من فکرکردم مدیریت ثابتی داره واسه این پرسیدم..

دنیای نامردی داریم هیچکی ب عشقش نمیرسه..

شادباشی..

پاسخ:
درود بانو.

ابتدا سپاس از حضورتون و سپاس از متن زیبایی که نوشتید.

خواهش می کنم ... خیر ، یک وبلاگ تیمی / گروهی هستش 

با هدف درج سوالات و تجربیات و بعضاً هم زندگینامه و کسب اطلاعات

به وجود اومده وبلاگ. 

بله ، موافقم  ... دنیای بی رحم و نا مهربانی داریم ... هیچ کس و هیچ

چیز بر عشق پایبند نیست !

سپاس از حضورتون و سپاس از نظرتون ... امیدواریم که شما هم همیشه

شاد و سلامت و موفق باشید.

بدرود.

باسلام به شمادوست عزیز...

اگه یادتون باشه من وب زنگ تفریح روداشتم ولی به دلایلی مجبوبه حذفش شدم وتمام لینک هام پاک شدولی من داخل وب جدیدم لینکتون کردم وشماهم اسم وبم روداخل لینک هاتون درست کنین.راستش راجب به مساله ای که گفتیدمن خودم شایدبتونم کمکتون کنم وتجربیات دوستامودراختیارتون بذارم...فقط یه چیزی اگه میشه جوابم روتوی وب خودم بدید....هروقت آماده بودیدبهم اطلاع بدید.ممنون ازحضوردوباره تون.

پاسخ:
نسیم عزیز سلام.

بله ، بسیارخب ، در اولین فرصت حتماً نسبت به رفع مشکل اقدام خواهم کرد.

ممنون از حس انسان دوستانه و همدردیتون ... اگر فرصتی شد حتماً مزاحمتون 

میشم .

سپاس از حضور شما و سپاس از نظرتون . موفق و سلامت و پیروز باشید.

خو شما از اولم نمیباس تو نت دنبال ی همدم باشی باز اگ تونتم بخوای بگردی پسر باشه درسته اما رابطه با ی ددختر تو نت احتمالا تهش همینه دیگه... برا اینجور روابط باید تو دنیای واقعی دنبال یکی باشی نه اینجا....


خو میرفتی زن میگرفتی...
پاسخ:
زهرای عزیز سلام .

ابتدا خیلی ممنون از اینکه به وبلاگمون اومدید و نظر دادید.

در مورد نظرتون باید بگم ، اینکه میگن دوستیابی و انتخاب همسر و... در دنیای مجازی

کار درستی نیست ... من هم با این حرف موافقم ... اما این تا زمانی درسته که دو طرف

بهم دسترسی نداشته باشن یا اینکه از هم دور باشن نه ما که همشهری بودیم و هر موقع

که میخواستیم میتونستیم همدیگرو ببینیم ... 

به هر حال مشکل ما از این جهت نبود که رابطه ی ما اینترنتی بود و اینجور رابطه ها مشکل داره ...

مشکل ما چیز دیگه بود و هست ! ... بازم ممنون از اینگه اومدید و مطلب رو خوندید و نظر دادید .

امیدوارم که شما همیشه موفق و سلامت و شاد باشید.

سلام. خیلی ساده بگم نمیتونم درکتون کنم. اخه وقتی عشق باشه. دیگه تحمل معنی نداره.
شاید اون دختر فکر کرده که از پس اخلاق شما برمیاد. و بعد دیده که توانشو نداره. شاید انتظاراتشو برآورده نمیکردین و فکر کرده عمرش داره تلف میشه. شاید بهش توجه نمیکردین. شاید زبونم لال یکی از شما مهربون تر پیدا کرده. خیلی احتمالات دیگه هم هست.
ولی فقط میتونم بگم برید سراغش و ازش خواهش کنید که برگرده. برید خواستگاریش. یکم در رابطه تون جدی تر باشید. بهتر باشید. بغلش کنید حتی اگه به صورتتون سیلی زد. ببوسیدش حتی اگه فحشتون داد. براش کادو بخرید. براش اواز بخونید. بهش بگید حتی اگه کره ماه هم بره ولش نمیکنید. بهش بگید تو دنیای منی. حستون رو بهش بگید. حتی اگه بی تفاوت ایستاده بود حتی اگه گریه میکرد. باهاش گریه کنید. باهاش بخندید. من یه زنم و میدونم اینا + توکل به خدا معجزه میکنن.
موفق باشید انشالله.
پاسخ:
ضحی عزیز درود.
سپاس از اینکه به این وبلاگ سر زدید و این مطلب رو خوندید و نظر دادید.
واقعاً ممنون ... اما باید بگم ، خیلی دیر شده :-( بعضی وقتا تا میای بجُنبی 
و به خودت میای که یه کاری کنی ، تازه میفهمی ای بابا ، چقدر دیر شده :-(
کاش مجالی بود که این حرفارو بتونم بهش بزنم ... در مورد اخلاقم باید بگم من 
یه مقدار دل بریده از زندگی بودم ، اما به خاطر اون خیلی تغییر کرده بودم ... درسته
اشتباه زیاد کردم ، ولی انتظار داشتم باز تحمل می کرد ... چون واقعاً تازه داشتم
حسش می کردم :-( اما حیف که همه چیز تموم شد و خیلی وقته دیگه ازش خبری نیست.
دعا کنید که برگرده :'(
خیلی ممنون.
امیدوارم که همیشه شاد و سلامت و موفق باشید.

سلام

نمیشه قضاوت کرد و حرفی زد

اما تا جایی که نوشتین و من متوجه شدم

فکر میکنم او منتظر بوده تا شما هم کمی تغییر کنید

تحمل میکرده و به خاطر اینکه دوستتون داشته از ناراحتیاش میگذشته و همین انتظار رو هم از شما داشته

ولی از یه جایی به بعد دیگه تحمل براش سخت شده


بازم میگم نمیشه قضاوت کرد اما چون همین اتفاق برای منم افتاده و دیگه صبرم تموم شده احساس میکنم برای او هم همینطور بوده :)

پاسخ:
سلام 2خی گرامی.

خیلی ممنون از حضورتون و خیلی ممنون از اینکه این مطلب رو با دقت خوندید و نظر دادید.

اینجور مواقع هر کسی از جانب خودش فاز خوب می گیره ... ولی باید بگم من خوب نبودم ... 

ولی بخاطر اونم که شده داشتم کم کم خوب میشدم ... اگه من از همون اول بهش نمی گفتم 

که سخته با من طی کردن و تحمل کردنم سخته ... الان به اون و به حرف همه حق میدادم ... 

ولی اون تو اوج زمانی که داشتم به خاطر اون از خیلی از رفتارایی که بهش عادت کرده بودم 

می گذشتم ... گذاشت و رفت !

یه وقتایی رفتن برای همیشه راه حل مناسبی نیست ، من میگم باید یه مدت دوری رو انتخاب می کرد نه رفتن !

بازم ممنون از حضورت و مرسی از نظرت. کاش آدرس وبلاگتون رو هم می ذاشتید.


سلام داداشی...
امیدوارم حالت الان بهترباشه.
من فکرکنم فقط بخشی کوچکی از دردتو میتونم بپوشونم چون این بخاطراین هستش توخانواده ی ماهمین اتفاق افتاده بودتوفکرنکن که فقط اون میتونه باهات باشه ازقدیمامیگن که خدایه درومی بنده هزار درو بازمیکنه انشالا برای شما همین اتفاق بیفته ویکی بهتراز  اون برات گیربیاد وبه نظرمن باخانواده یه خودتون صحبت کنین تایکی رو که میشناسین براتون بگیرن...آرزوی بهترین هاروبراتون دارم..
پاسخ:
مریم عزیز درود.
ابتدا سپاس از اینکه به وبلاگمون سر زدی و بسیار ممنون از اینکه نظرتو دادی.
حالم که اصلاً خوب نیست ... در مورد گفته ت در مورد اینکه خدا گر ببندد ز حکمت دری
گشاید ز رحمت در دیگری ، باید عرض کنم که تو این مورد من اصلاً کارایی نداره ... من 
واقعاً تو برهه ای قرار دارم که به همون هم به زور اعتماد کردم و واقعاً انتظار داشتم و 
فکر می کردم که لایق باشه ... برای گرفتن و دوست شدن و اینجور موارد دیگه هیچ 
اقدامی نخواهم کرد تو زندگیم ... تا الانشم که به خواست خدا بوده که اینا وارد زندگیم
شدن ، ولی اگه بنا به خواسته ی خودم باشه دیگه هرگز طرف این موضوع نمیرم حتی برای
جلوگیری از لطمه خوردن به روحیه خودمم که شده !
بازم ممنون که اومدید و این مطلب رو با حوصله خوندید و مرسی از نظرتون ... من هم متقابلا
بهترین ها رو براتون آرزو دارم . موفق و سلامت و شاد باشید . بدرود.

سلام

یک طرفه نمیشه قضاوت کرد.شاید ایشون هم دلیلای خودشونو داشتن!!!!!!!

 

اما شما از اول این تصور رو که قابل تحمل هستینو نباید برا ایشون ایجاد میکردی و همینطور نقطه ضعفاتونو نباس نشون میدادی..

پاسخ:
درود خانم حمیرا ...

سپاس از حضورتون و سپاس از نظرتون.

دقیقاً نمی دونم ، شاید یه جورایی حق با شما باشه.

بازم ممنون که لطف کردید و اومدید و مطلب رو خوندید و نظر دادید.

ی شماره بهتون میدم که صاحابش ی آقای فوق العاده باحاله(البته آخونده)اومده بود دانشگاهمون شمارشو داد گف اگه در رابطه با اینطور مسائل به شمکل برخوردین بهم اس بدین...باس بکم با اینکه آخونده اما خوب درک میکنه آدمارو و راهنماییاشم بد نیست.قابل اجراست تا حدودی.

حلال امتحانش که ضرر نداره سنگ مفت گونجیشک هم مفت

09141140198آقای قدوسی

سلام.باافتخارلینک شدی.
پاسخ:
درود بانو مریم .

سپاس از مهربونیتون .

من هم در اولین فرصت لینکتون رو ارائه میکنم جهت ثبت.

سپاس . بدرود.
سلام عزیزم ممنون که بهم سر زدی منظورتو از این که میگی غیر قابل تحملی نمیفهمم بعد هم اینکه همه ی ادما حتی خود تو و من وقتی کسی باهامون بدرفتاری کنه اول باهاش مدارا میکنیم اما بعد از یه مدت کم میاریم.بازم متاسفم که همچین ضربه ای خوردی بازم دیر نشده تو میتونی با اخلاق بهتر دنبال یه نفره دیگه بگردی در ضمن هیچ وقت بهش نگو ک هیچ کس نمیتونه منو تحمل کنه چون یه روزی از این حرف بر علیه تو استفاده میکنه
پاسخ:
درود بانو عاطفه.خواهش میکنم.

سپاس از حضورتون و سپاس از نظرتون ... در مورد نظرتون باید بگم که یخورده از لحاظ حساس بودن و کلا از نظر خلق و خو و عادت ها و تفکرات 

و ایده ، با دیگران فرق می کنم ... و سر اعتقادات و افکار و عادت هام با هیچکس کنار نمیام ... برای همین میگم غیر قابل تحملم ! 

مشکلی که هست من (طبق همون چیزی که در مورد خصوصیات اخلاقیم گفتم) نمیتونم با هر کسی (دختر) ارتباط برقرار کنم ... 

در مورد اینکه میگید به کسی نگم و به قول معروف نقطه ضعف نشون ندم ... باید بگم که اگر این موضوع رو نگم قطعاً هیچکس نمیتونه تحمل 

کنه رفتارم رو ... 

بازم ممنون از اینکه راهنمایی کردید و ممنون که به وبلاگمون اومدید و نظر دادید ... واقعاً سپاس.


خب تو میتونی به دکتر روانشناس مراجعه کنی امیدوارم ناراحت نشی اما دکترای روانشناس هم الکی درس نخوندن همه تو عمرشون به یه سری مشکلات بر میخورن که باید با یه نفر مشورت کنن .
پاسخ:
درود بانو ... 
باز ممنون از حضورتون و ممنون از نظرتون ... 
خواهش میکنم ... درست میگید ... بازم ممنون از راهنماییتون.
سلام.
همیشه همینجوری بوده و هست و خواهد بود...
اگه واقعا یکیو با تمام وجودت دوسش داری هیچوقت جوری رفتار نکن که بفهمه بدون اون نمیتونی!
باید همیشه یه ترس تو وجودش باقی بمونه... ترس از دست دادنت...!
وگرنه میره...!
این یه قانونه!
یه قانون تغییر ناپذیر!
پاسخ:
درود فاطیما عزیز.
اتفاقاً چیزی که باید بگم همینه ... من تا به حال جوری رفتار نکردم که چنین احساسی کنه ... 
حتی زمانی هم که رفت یه مدت گذشت بعدش دیدم کاملاً جدیه ، اونوقت جا خوردم :'( راستش
واقعاً از اینجا به بعدش که بزارم یه مدت همینجوری بگذره شاید برگرده نتونستم ... چون احساس 
می کردم اگه بخوام این رفتارو داشته باشم اونوقت بهانه ش سرد بودن و بی تفاوت بودن من باشه.
عشق این روزا مثل یه گوهر کمیابه!
پیدا نمیشه به آسونی کسی که لایق عشق پاک باشه!
وقتی هم که پیداش کردی باید چهار چشمی بپاییش که ازت ندزدنش!
.
.
.
خیلی سخته پیدا کردنش ...و سختتر از اون حفظ کردنش!!!
پاسخ:
سلام فاطیما گرامی.

ممنون از اینکه زحمت کشیدید و به وبلاگمون اومدید و ممنون از نظر زیبایی که گذاشتید.

دقیقاً موافقم :-( هیچوقت فکرش رو نمی کردم کسی هم که میگه "عشقم،عاشقتم و بی تو میمیرم و ..." 

میتونه یه روز بذاره بره :-(

واقعاً ممنون . بدرود.

چه قشنگ...!

پاسخ:
چی قشنگه ؟!
درکتون میکنم ولی اگه به جای شما باشم فراموشش میکنم چون اونی که رفته دیگه رفته.اون از شما دلش شکسته.شما میتونید دلشو بدس بیارید فقط با ی راه.اونم اینکه اخلاقتونو عوض کنید
پاسخ:
سلام زهرا عزیز.
خیلی ممنون که لومدید و خیلی ممنون از نظرتون.
اما باید بگم ... یک ماه دیر شده :'( ... چون یک ماهه رفته ... در ضمن ، 
اگر فراموش کردنش به این راحتی بود ، خیلی زودتر از اینا فراموش شده 
بود ، اینم باید بگم ، خودش هم دید که من بخاطرش داشتم تغییر میکردم
ولی باز نموند و رفت :'(
سلام.من نمیدونم واقعا چی باید بگم.منم خودم تجربه داشتم که به یکی وابسته بشم.ولی اون بذاره بره.میدونم خیلی سخته.اما دلا دیگه اون دلای قدیمی نیستن.بیخیال
پاسخ:
سلام مهتاب گرامی.
ابتدا بسیار سپاس که به این وبلاگ سر زدید و بسیار سپاس که با نظرتون ابراز همدردی و دلسوزی کردید.
امیدوارم که پیروز و خرسند باشید همیشه.
۰۳ آذر ۹۲ ، ۱۵:۲۶ یه دختر تنها

سلام

دوست خوبم

من هم نمیدونم چی بگم واقعیتش من تجربه ی دوستی غیرهم جنس رو نداشتم یعنی دوست داشتم که تجربه ی موفقیت داری داشته بشم اما همیشه از دو چیز می ترسیدم یکی خدا و دیگری خانواده

اما در مرد دوستان هم جنس به علت تنهای بیش از حد بیشتر از اون چیزی که فکرش رو بکنی تنها هستم من موقعیت تحصلی ندارم که بتوتم دوستی برای خودم داشته باشم ولی هر وقت هم موقعیت دوستی پیش میاد من هم به قول شما خیییییییییییییییییلی میرم منت کشی من دلیلش رو بی وفایی دوستم نمبینم دلیلش رو اولاً بی وفای زمونه می دونم وبعدش ضعف خودم من آدم کم ضرفیت و زود رنجی هستم ولی هیچ وقت یاد ندارم اگر حتی حقم ر و خورده باشن من قهر کرده باشم

پاسخ:
سلام دوست گرامی.
ممنون از اینکه به این وبلاگ سر زدید و نظر دادید ... 
اما ممنون میشدم اگر اسم خودتون و آدرس وبلاگتون رو میذاشتید تا بتونم پاسخ پیامتون رو بدم...
در کل امیدوارم که همیشه پیروز و تندرست باشید.
۰۵ آذر ۹۲ ، ۲۳:۴۴ یه دختر تنها
سلام
من همون کسی هستم که کامنت بالا رو به نام یه دختر تنها گذاشتم آدرس خواستید تا بتونید پاسخی ارائه دهید
اسم وبلاگ من : می خوام باهات حرف بزنم

۰۶ آذر ۹۲ ، ۲۳:۲۰ هورام دخت
من کلا با پیدا کردن دوست دختر تو دنیای مجازی مخالفم.آقای خونه هم به من می گفت من بدون تو میمیرم من بدون تو هیچم.اما الان بهم گفته برو چون نه می تونم بی تو بمونم نه با تو
تو بگو من چی کار کنم دارم دق می کنم
تمام تلاشم و برای برگشتنش میکنم.حاظرم غرورم رو بشکونم له کنم تا برگرده
آخه می دونم دست خودش نیست اون بیماره افسردگی داره بیماری به اسم پانیک.
اما من از اون بالایی می خوام
چون اعتقاد قلبی بهش دارم
همین جا
از ته دل
خدایاااااااااااااااااا دلامون با اومدنشون آروم می شه برشون گردون
پاسخ:
ابتدا آرزو دارم که مشکلتون برطرف بشه و شما برعکس من ، به غم دچار نشید...آمین.
در مورد مشکلتون پیشنهاد میکنم که با یه مشاور و روانکاو و روانشناس معتبر مشورت کنید...
چون معمولا کسایی که به خاطر بیماری روحی و روانی میخوان از عشقشون دست بکشن رو میشه 
برگردوند.
امیدوارم که روزی برسه که در کنار عشقتون شاد و تندرست و پیروزمندانه زندگی کنید.آمین.
۰۷ آذر ۹۲ ، ۱۶:۱۷ یه دختر تنها

سلام

امید وارم که بهتر شده باشید

راستش بعضی از وقت ها خیلی احساس کم بود می کنم و می گم ای کاش من هم دوست غیر هم جنس داشتم آخه فکر می کنم از لحاظ عاطفی این نیاز ه هم برای دختر ها و هم برای پسرها

ولی به این هم معتقدم که بهای این نیاز از چند جهت گرون پای آدم در میاد

خوب طبعی که وقتی دوست غیر هم جنس داشته باشی ممکن پای گناه هم کشیده بشه

خوب از گناه هم که بگزریم این مشکلی که حالا برای شما درست شده ضربه ی سنگینی اون هم برا ی یه دختر

معمولاًاین طور دوستی ها آخرش از طرف یکی حالا دختر یا پسر تموم میش و این تموم شدن دوستی اگر تفافقی نباشه مشکل سار میشه مثل همین مشکلی که برای شمابه وجود اومده

من تجربه یدر این باره ندارم نمی تونم هم ادعا کنم که درکت می کنم 

خوب حالا آدم از اول یه رابطه رو شروع نکن بهتر یا این جور گرفتار رفیق نیمه راه بشه ؟؟؟؟

دوست دارم جواب این سوالم رو حتماً بدید

خوب اگر با شروع یه دوستی آدم مطمئن باشه این دوستی سر انجام به ازدواج موفق آمیزی میشه

خوب بود

  

۱۰ آذر ۹۲ ، ۱۶:۴۶ یه دختر تنها

سلام

من به عنوان کسی که تجربه دارید سوال می کنم ؟

یه رابطه دوستی شروع نشه بهتر ؟یا اینکه با کسی رابطه دوستی بر قرار بکنی و بهش عادت بکنی و یکی از طرفین وسط راه بنا به دلایلی جا بزنه

 

پاسخ:
درود یه دختر تنها گرامی.

پاسخ پرسش شما رو در وبلاگتون پیشکش کردم .

اما باز هم میگم ... 

- من با رابطه ی دوستی مخالفتی ندارم ... دوست و برقراری ارتباط با دیگران یک موقعیته ... و نمیشه از این موقعیت به راحتی

گذشت و بی تفاوت بود ... مثل این هستش که بگیم میشه ما میوه نخوریم ... یا میشه سبزیجات نخوریم ... شُدنیه ... ولی

میوه خاصیت هایی داره که برای بدن مفید ... و همینطور سبزیجات ... خب دوست (البته دوست خوب و البته اگه گیر بیاد)

خوبه و آدم با دوست خوبش میتونه درد و دل کنه ... مشکلاتش رو برطرف کنه و...
۱۲ آذر ۹۲ ، ۱۷:۰۷ یه دختر تنها

نمیدونم شاید شمادرست بگید

 

پاسخ:
در کل این نظر من بود ... شایدم درست نباشه ... اما دیدگاه امروز من نسبت به سوالتون همونی بود
که گفته شد.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی