SuPeR Review

*نشریۀ "سوپر" فضایی برای نشر عقاید*

SuPeR Review

*نشریۀ "سوپر" فضایی برای نشر عقاید*

مشخصات بلاگ
SuPeR Review

می‌خواهم برگردم به روزهای کودکی..

آن زمان‌ها که پدر تنها قهرمان بود

عشق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد

بالاترین نــقطه‌ى زمین، شــانه‌های پـدر بــود

بدتـرین دشمنانم، خواهر و برادرهای خودم بودند

تنــها دردم، زانوهای زخمـی‌ام بودند

تنـها چیزی که می‌شکست، اسباب‌بـازی‌هایم بـود

و معنای خداحافـظ، تا فردا بود!

(استاد مرحوم حسین پناهی)

برای همکاری و هماهنگی با ایمیل :

Stage@mailfa.org

تماس حاصل فرمایید.

• کسانی هم که مایل به تبادل لینک

هستن ، ما رو با عنوان وبلاگمون لینک

کنن ، بعد تو قسمت نظرات وبلاگمون

اسم و آدرس وبلاگشون رو بذارن که هم

سر بزنیم هم نظر بدیم و هم لینک کنیم.

طبقه بندی موضوعی
پیوندها

♥ هنوزم دوستش دارم ♥

شنبه, ۲۶ مرداد ۱۳۹۲، ۱۰:۱۹ ق.ظ


کوچیک که بودم دوست داشتم با دخترای شیطون و وروجک و با مزه و باهوش باشم.

همیشه ، از همون بچگی هم میگفتم اگه یه روزی بزرگ بشم بخوام زن بگیرم ، زنم حتماً باید 

زنم شیطون و وروجک و لوس و شیرین زبون و خلاصه یه دختر شاد و اکتیو باشه ... 

اما توو همون بچگی برام تجربه شد که اینجور دخترا کنترل و به دست آوردنشون خیلی سخته.

اما نمیدونم چرا این علاقه هنوز تو وجودم هست و وقتی که اینجور دخترا رو میبینم ناخود آگاه 

جذبشون میشم ... شده بعضی وقتا ازشون هم ضربه (روحی) خوردم ... ولی باز نشده که 

از یاد ببرمشون و طرفشون نرم .

من از این میترسم که این رویه به زندگی آینده م لطمه بزنه ... نمیدونم چرا ، ولی من با اینکه از 

اینجور دخترا خیلی ضد حال خوردم ... ولی هنوزم دوست دارم باهاشون باشم ... خیلی با خودم 

کلنجار میرم که فراموششون کنم ... اما یه نشونه یا خاطره و کوچیکترین دلیل کافیه که یا بهشون 

زنگ بزنم یا باهاشون دوباره ارتباط برقرار کنم .

- از این میترسم :-(

تا حالا شده که از یکی خیلی خوشتون بیاد و هر کاری و هر رفتار و هر بلایی که دلش میخواد سرتون

میاره ولی شما ندید بگیرید و بازم بهش دل ببندید ؟! :-(

شاید اینو بگن عشق اما باید بگم من واقعاً میخوام سعی کنم عاشق نشم ... چون بدجوری داره نابودم 

میکنه :-( 

من 23 سالمه و از اون وقتی که با اینجور دخترا و دوستا بهم زدم شاید با هزار مکافات سعی کردم

که فراموششون کرده باشم ... اما بعد از یه مدت باز با کوچیکترین خاطره و نشونه ای میان تو ذهنم 

جوری که واقعاً دلم براشون تنگ میشه و مجبرو  میشم برم سمت سیگار و موزیک غمگین و کلا افسرده

میشم ... واقعا دست خودمم نیست ... یعنی شده بعضی وقتا خواستم خودمو بزنم به بی خیالی ... 

بعضی وقتا خواستم دپرس نباشم ... و سعی کنم خودمو با خاطرات شیرین سرگرم کنم حداقل ... اما

باز نشده و آخر بخاطر همین که پیشم نیستن و بخاطر اینکه خاطرات شیرین با هم داشتیم ناراحت میشم

و دلم میگیره ... 

تو سن 23 سالگی انقدر موهام سفید شده که هر کی منو میبینه میگه چیکار داری میکنی با خودت :-(

احساس میکنم دارم نابود میشم :-(

هر کس تجربه ای داره توی این زمینه که میتونه کمک کنه که بهشون فکر نکنم یا اینکه حداقل انقدر دپرس

نشم دریغ نکنه و بگه خواهشاً

 

۹۲/۰۵/۲۶
BoY90

نظرات  (۳۷)

من تجربه خاصی ندارم ولی چون خودم یکم اکتیو هستم بر عکس دوست دارم طرف مقابلم ارام تر از من باشه و خونسردتر....نمیدونم به من ثابت شده زمان در بیشتر مسایل بهترین حلال مشکلات هست...شاید در اینده با کسی مناسب برخورد کرد که اکتیو نبود ولی تونست جذبش بشه....
پاسخ:
سلام غزال عزیز .

ممنون از اینکه اومدی و ممنون از اینکه نظر دادی ...

در این که زمان بهترین حلال مشکلاتِ هیچ شکی نیست ... 

اما همین که بعد از این همه سال هنوزم دوسشون دارم این 

عذاب آورِ ... 
منم مثه خودت بودم اما بالاخره تونستم که به احساساتم غلبه کنم و یه کمم که شده منطقی فک کنم به نظر من وقتی خودت داری این مشکل رو بزرگ میکنی اگه به این موضوع به عنوان یه مشکل بزرگ نگاه نکنی راحت تر میتونی باش کنار بیایی 
یه چیزیم بدون که خیلی از آدما ارزش ندارن که بخوایی زندگی رو بخاطرشون کوفت خودت کنی پس به ارزش آدمام نگاه کن
پاسخ:
سلام یگانه عزیز.

ممنون از اینکه اومدی و ممنون از اینکه تجربیاتت رو در اختیارم گذاشتی.

اما چیزی که هست ، من واقعاً سعی میکنم منطقی باشم و واقعاً هم 

تا به حال توی زندگیم بخاطر همین منطقی بودنم موفق بودم.(خدارو شکر)

اما مشکل این چیزیه که بخشی از فکر و ذهن منو هر از گاهی درگیر میکنه.

به هر حال شما هیچوقت نمیتونید خاطرات رو از ذهنتون پاک پاک کنید ... 

مگر مرور زمان و جایگزین شدن موقعیت های جدید.

بخاطر همین میخواستم دنبال تجربیاتی از شما دوستان باشم که ببینم برای

اینکه این خاطرات محو بشه چه باید کرد؟! و چه پیشنهادهایی میدن؟!

ممنونم واقعا از حضورت و از اینکه همفکری کردی .

 baleeee avalan mamnun k sar zadi..........dovoman man omuman tajrobe nadaram dar in masael.......khhhhhh
پاسخ:
سلام سارا عزیز.

خواهش میکنم .

همین که اومدید و گفتید که تجربه ندارید هم برای من ارزش داره.

ممنون از حضورتون و ممنون از نظرتون.

 

به نظر من تو خود گشی کنی بهتره هم خودت دیگه عذاب نمیگشی و هم اگه برای کسی هم مهم بودی از یادش میری

پاسخ:
سلام هستی عزیز. 

خوش اومدید.

ممنون از اینکه لطیفه ی زیباتون.

اما شما هیچوقت دکتر نشیدا .... 

بازم ممنون ... موفق و سلامت باشید.

وبت عالیه..........

پاسخ:
سلام نسیم عزیز.

خوش اومدید.

ممنون از نظزتون.

خواهش میکنم . لطف دارید.
۲۶ مرداد ۹۲ ، ۱۳:۵۹ یه دانشجو...
سلام
اولا ممنون بهم سر زدی.
دوما اصلا ناراحت نباش ، بقول خودتون هیچوقت نمیتونیم خاطرات رو از ذهنمون پاک پاک کنیم ...
ولی بازم به گفته خودتون با مرور زمان و جایگزین شدن موقعیت جدید کم کم فراموش میکنید. فراموشم نکردید حداقل دیگه کمتر به یادش میفتید.
بازم من نمیدونم چی بگم . انشالله خداوند کمکتون کنه همین.

پاسخ:
سلام دانشجو عزیز.

خوش اومدید.

خواهش میکنم وظیفه بود.

ممنون بابت نظرتون و ممنون بابت حضورتون و ابراز همدردیتون.

امیدوارم که شما هم همیشه موفق و سلامت باشید.
وب خوبی داری..
ممنون اومدی وبم.
درباره این بحث تجربه ندارم..
پاسخ:
سپیده عزیز سلام.

خوش اومدید ... ممنون از حضورتون و ممنون از نظرتون.

خواهش میکنم .

ممنون ، همین که وارد شدید نظر دادید واقعاً ارزش داشت. بی نهایت سپاسگزار.
bale bale........mikhandam......khoobe emtehanesh kon .....:D
پاسخ:
سلام.

امیدوارم که همیشه لبتون خندون و دلتون شاد.
سلام.باشه لینک کردی.بگولینک کنم.
پاسخ:
سلام نسیم عزیز.

چشم . در اولین فرصت لینکتون خواهم کرد و اطلاع خواهم داد. بازم ممنون.
سلام عزیزم

اول اینکه مرسی که به وبم سرزدی . دوم اینکه وب قشنگی داری . و سوم اینکه باید خیلی تلاش کنی تا این عادتو ازسرت بیرون کنی سعی کن ازاینجور آدمامتنفرشی .نمیدونم والا تابحال همچنین چیزی بهم برنخورده بود و تجربه نکردم . و درآخر اینکه من لینکت کردم خواستی تو هم لینک کن لطفا
پاسخ:
سلام الناز عزیز.

ممنون از حضورت و ممنون از نظرت.

خواهش میکنم . نظر لطفتونه .

- در مورد موضوعی که مطرح کردید نسبت به متنفر شدن از اینجور آدما ... 

باید بگم : "نمیدونم تا حالا با اینجور افراد برخوردید؟" اینکه قدرت گیرایی و 

جذابیت بالایی داشته باشن ؟ و هر جور که بخوای از یاد ببریشون اما نشه؟!

این مشکله ! من میخوام ... شاید تا یه مدت هم از فکر بردم ... اما باز با خاطرات

زنده میشن.

در کل ممنون از اینکه نظر دادی و کمک کردی.

در اولین فرصت لینکتون خواهم کرد.

س س سلااااااااام،میسی تو هم وبت جدید و جالبه،راسش خودم نمی خوام با کسی دوس بشم،گاهی اوقات خودشون طرفه من میان و عاشقم می شن،ولی دوس ندارم،واس همین باهاشون بهم می زنم،ولی حرفه تو هم درسته،منم جذبه پسرای شیطون و بامزه و باحال می شم،ولی سعی می کنم باهاشون دوس نشم،منم از اون دخترایی هسم ک تو میگی،پسرای زیادی جذب من شدن،ولی نذاشتم اون پسرا زیاد عاشقم باشن،سریع ازشون دوری می کردم،منم همیشه تو خاطراتم بهشون فک می کنم و با ی نشونه سریع می رم تو فکر و خاطرات اون موقا،ولی خیلی زود فراموش می کنم،فقد باید اراده ی قوی داشته باشی تا فراموششون کنی فقد همین،اینشتین میگه:تنها اشیاء هستن ک می تونن از ی نقطه ب نقطه ی دگ برند،ولی فکرو خیال ن،ب همه جا پرواز می کند،این ک ناگهانی ب فکرشون فرو می ری چیزیه ک همه ی انسان ها دارن،خود منم یهو تو فکرشون می رم و دلم براشون تنگ می شه،ولی اراده کن تا فکر و خیال واهی تو رو از مسیر خوش بختیت جدا نکنه،من میگم کنترل بهترین راهه.
ب قولی میگن:غمه فردا رو بی خیال غصه ی فردا رو بی خیال
ولللللللللش بااااااااو بیخی ریلکس ریلکس ریلکس تر
ولللللللللش عاااااامو بیخی بخند و خوش و شاد باش،دنیا دو روزه می خوای هر دو روزشو اخم کنی؟
باااااای
پاسخ:

سلام شبنم عزیز.

ممنون از حضورتون و ممنون از نظرتون.

خواهش میکنم . نظر لطفتونه . 

- یه فکر اشتباهی که همه ی دوستان در رابطه با من دارن اینه که فکر میکنن 

من آدم بی اراده ای هستم . من آدم بی اراده ای نیستم .

من میخوام فقط از تجربیات دیگر دوستان در این زمینه کمک بگیرم که اینجور مواقع

برای اینکه خاطرات دپرس نکنه چه کنیم ؟!

بازم ممنون از اینکه از تجربیاتت بهم گفتی.
slm bar u ... manam mese shoma to sene 23 salegii pir shodam ... yaani in donya o adamash piram kardan :( ... bebakhshid ke nmitonam rahnamayiton konam chon manam mese shomam ba in tafavot ke dokhtaram
پاسخ:

سلام سارا عزیز.

ممنون از حضورتون و ممنون از نظرتون.

در مورد مطلبی که فرمودید باید عرض کنم با توجه به شناختی که بنده از شما دارم ... 

تقریبا یه حس و درد مشترک داریم.

بازم ممنون از نظرتون.

سلام باید بگم که شما چون از بچگی به این مدل دخترا علاقه دارید هرچه سریعتر بایکی از همین دخترا ازدواج کنید و گرنه  با دوستی کار به جایی نمیرسه/ درضمن شما باید خصوصیات اخلاقی خودتونو هم میگفتید تا بیشتر بتونیم کمکتون کنیم
پاسخ:
سلام یاس عزیز.

ممنون از حضورتون و ممنون از نظرتون.

قبل از هر چیزی باید بگم که من یک شخصیت درونگرا هستم ، اما از اینجور افراد انرژی میگرم.

در مورد پیشنهادی که دادید و گفتید که باید با اینجور آدما ازدواج کنم ، باید بگم که "ازدواج 

کردن با اینجور دخترها خیلی سخته و سخت تر از اون نگه داشتن اینجور دخترا هستش"

جون اینجور دخترا و کلاً اینجور آدما خیلی پیچیده و آزادانه رفتار میکنن و در نحوه ی ارتباط

برقرار کردن هیچ مسئله ای ندارن و با هر تیپ آدمی گرم میگیرن ... ولی گرم گرفتن عمیق 

نیست (حتی برای همسر) و این آزار دهنده س.

نه هیچ تجربه ای ندارم مسی که سر زدی با تبل  لینک موافقی
پاسخ:

سلام بهار عزیز.

ممنون از همین که با گذاشتن کامنت اعلام کردید.

همین برای من یک دنیا ارزش داره.

باز هم ممنون.

بگید با چه عنوانی لینکتون کنم؟!

توجه کردی ؟ چرا همش دخترا واست کامنت گذاشتن؟
 بهتر نیس نظر پسرا رو هم بدونی؟
پاسخ:
یاس عزیز ... 

اینکه دخترها بیشتر کامنت گذاشتن ، علتش اینه که من بیشتر به وبلاگ 

دخترها رفتم و کلاً خواستم بیشتر نظر و دیدگاه خانم ها رو بدونم ، اما در کنارش

به نظرات شما آقایون هم دقت میکنم.اما همونطور که عرض کردم بیشتر عکس العمل

خانم ها برام در اولیت مهم قرار داره.

• و صمیمانه از همه ی شما دوستان تشکر میکنم.•


سلام به دل نگرفتم که فقط میگم اگه نظر پسرا رو بدونی شاید برات بهتر باشه
وبیشتر میتونی راهتو ادامه بدی اخه دخترا بیشتر با احساساتشون کامنت میزارن وفک میکنم این به علاقه شدید شما به دخترا هس که نظراتشون واستون مهم ترن /
میدونی چیه اصلا؟ بنظر من چون شما به این مدل ادما علاقه خاصی داری دوس داری کاراشونو هی تکرار کنی و همش تابعه اونا باشی و براساس خوش امدهای اونا رفتار کنی درصورتی که این مدل ادما دوس دارن یکی باشه که همراهشون باشه و مثه خودشون باشه نه این که کسی که طابع اونا باشه/ میگم یعنی باید جلوشون کاری نکنی که احساسه نیاز به اونا رو جلوه بدی/ درکل کمی مغرورانه تروبیخیال تر زندگی کن شاید بتونی راحتتر زندگی کنی/ و فک نمیکنم ازدواج با چنین ادمهایی همچین سخت هم نباشه

 حرف واسه گفتن زیاده اما میترسم همشو باهم قاطی کنی وضعیتت از این بدتر بشه
پاسخ:

سلام یاس عزیز.

ممنونم از اینکه وقت میزاری و با حوصله جواب میدی.

در مورد موضوعی که فرمودید و من هم توضیح دادم ، باید بگم ، کامل ترین جواب برای اینکه چرا بیشتر از دخترها

کمک میگیرم و دیدگاه اونارو دقت میکنم ، اطراف من پر از دوست های صمیمی هستش که همه شون این موضوع

رو میدونن و هر کس در حد و توان خودش و به میزان تجربه و آموخته های خودشون نظر دادن و راهنمایی کردن.

اما همونطور که گفتم الان بیشتر تمایل دارم که حس خانم ها در مورد این موضوع رو بدونم.

در ضمن یاس عزیز ، من انقدرا هم بی اراده نیستم . اینو بارها گفتم و باز هم میگم : من فقط میخوام بدونم دوستان

ایده شون برای رهایی از قالب شدن خاطرات و جلوگیری از دپرس شدن چیه. و الا من خودم به خوبی از پس افکار و

رفتار خودم بر میام و نیازی به کمک هیچ روانشناس و روانپزشک و مشاور و... نیست ... فقط میخوام تجربیات دیگران

رو در این زمینه ها بدونم و معیار فقط جویا شدن حس و تجربه هاست و اهمیت نداره که از روی احساس باشه یا از 

روی قوه ی عقل و منطق ... قرار نیست که همه دکتر باشن و مثل مشاورها نظر بدن ... بعضی ها از دیده ها و شنیده ها

و تجربیاتشون رو بیان میکنن.

و باز هم ممنون از اینکه لطف کردید و پاسخ دادید.

دوختر ایرونی
تو لینکی ها
پاسخ:
سلام.

ممنون.

در اولین فرصت لینکتون میکنم.
سلام...اسم این حس شمارو عشق که نمیشه گذاشت چون جمع می بندیشون...پس یک نفر خاصی نیست...فقط مشکلت اینه که به این جور دخترا زود وابسته میشی...به نظر من بهترین کار اینه که با یه دختری که این خصوصیت رو داره ازدواج کنی تا بتونی به آرامش برسی...البته باید خوبی های دیگش رو هم در نظربگیری...بی گدار به آب نزنی...و یه نکته دیگه اگه از نت و فضای مجازی فاصله بگیری بهتره...به نفعته...مرسی
پاسخ:

سلام رویا عزیز.

سپاس از حضورتون و سپاس از نظرتون.

- اینکه این حس رو عشق میشه گذاشت یا نه باهاتون موافقم !

- اما در مورد ازدواج ، همونطور که قبلاً هم در جواب همین پیشنهاد از سوی دیگر کاربران پاسخ داده بودم 

باید عرض کنم ، ازدواج و زندگی با اینجور دخترها واقعاً سخته. چون علاوه بر تحمل خصوصیت های اخلاقی

که دارن ... هر از گاهی تغییرات وسیعی دارن (از لحاظ افکار و رفتار و...)

- در مورد موضوع آخری هم که عنوان کردی دقیقاً منظورتون رو نفهمیدم ، چرا فاصله بگیرم به نفعمه ؟!

/باز هم ممنون از لطف و محبت شما . اینکه زمان گذاشتید ، مطلب رو خوندید و از تجربیاتتون بهم آموختید./

باافتخارلینک شدی آقا.

پاسخ:

سپاسگزارم خانم.
سلام
شرمنده من هیچ تجربه ای در این مورد ندارم
ینی کولوهوم تو این خطا نیستم...
ولی بهتره برین پیش یه مشاور
بازم ببخشین که نتونستم کمکی کنم
پاسخ:

سلام فرناز عزیز.

خیلی ممنون ... همین که اومدید و گفتید خودش خیلی ارزش داره.

واقعاً ممنون. چون بعضی ها میان میخونن و راحت از کنارش رد میشن ... ولی شما همین که ارزش قائل شدید 

جای تقدیر و تشکر داره ... ممنونم.

امیدوارم که موفق و سلامت باشید.

خواهش میکنم .

این مشکل در حدی نیست که آدم بخواد وقت یه کارشناس رو بگیره بخاطرش ;-) ولی بازم تشکر برای پیشنهادتون.

اصلا قصد اینو نداشتم که بخوام روانپزشک بازی در بیارم
 و دوس ندارم نارحت باشین از دستم
 چون خودم ادمه اکتیوی هستم اینارو گفتم
پاسخ:

یاس گرامی ناراحت نشدم ... 

قبلاً هم گفتم ... باز هم میگم ... خدا به همه اگه یه کاسه صبر داده باشه ... به من یه دنیا داده.

گنجایش این دنیای صبر من به حجم گفته و کردار آدما بستگی داره ! 

پس مطمئن باشید ناراحت نشدم.

بازم ممنون از لطف و محبتتون.

اگر شما ناراحت شدید من عذر میخوام .

در ضمن من جسارت نکردم به آدمای اکتیو ... امیدوارم که همیشه موفق 

و سلامت باشید.

سلام خوبین؟
چه ادم باگذشتی هستین که با این حال که اذییتت کردن بازم میری سمتشون
خاطرات محو نمیشن از تو ذهنت داداشی
باید سعی کنی با خاطراتت کنار بیای نه که فراموشش کنی چون تقریبا غیرممکنه
درضمن بودن و موندن با هرکسی لیاقت میخواد
حتما بی لیاقت بودن دیگه
توکلت به خدا داداشی
در ضمن لینکی
شبت قشنگ:))

پاسخ:
سلام نسترن عزیز.

ممنون که به وبلاگم اومدید و ممنون از اینکه نظر دادید.

با گذشت ؛ تعریفش این میشه که خدا به همه کاسه صبر داده ... به من یه دنیا :-)

اما فارغ از شوخی ، نمیدونم چرا ... اما همونجوری که گفتم نسبت به اینجور آدما واقعاً

یه علاقه و تعلق خاطر خاصی دارم ... بعضی وقتا رفتارشون اذیتم میکرد و همه میگفتن

دورشونو خط بکش ... اما من .....

بله ... خاطرات محو نمیشن ... و همین باعث اذیت و آزار ... اینکه هر از گاهی بعد از این

همه مدت خودنمایی میکنن و باعث دپرس شدن آدم میشه.

در اینکه هیچ شکی نیست که بودن با هر کسی لیاقت میخواد ... اما میگم علاقه س 

دیگه ... آدم وقتی به یه چیزی علاقه مند بشه نمیتونه ازش بگذره ... چون همین گذشتن

هم دردسر خودشو داره.

میگم خدا بهم صبر داده و الا تا الان معلوم نبود سرنوشتم چی بود و من الان کجا بودم !

ممنون بابت لینک ... اما ببخشید ، من لینکی ندیدما ;-) باز ممنون. همین که اومدید و 

ابراز همدردی کردید برای من ارزش داره . واقعاً ممنون.

اگر خواستید تبادل لینک کنیم ، اعلام کنید.خوشحال میشم..


سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام...خوفین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟نمیدونم....ولی میدونم دخترهای شیطون به ظاهر بی غم هستن ولی کوه دردن.....تجربه ای ندارم....مـــــــــــــــــــــر30 که به وبم اومدی
پاسخ:
سلام Alonegirl عزیز.

خوش اومدید . ممنون از حضورتون . ممنون از نظرتون.

همین که تشریف آوردید خیلی با ارزشِ . ممنون .

امیدوارم که موفق و سلامت باشید.


سلام مرسی که اومدی در این باره هیچ تجربه ای ندارم که در اختیارت بزارم ...

پاسخ:
سلام. شقایق عزیز.

ممنون از حضورتون و ممنون از نظرتون.

خواهش میکنم ... من باید از شما تشکر کنم که افتخار دادید و تشریف آوردید.

همین که اینجا حضور دارید و همین نظر رو دادید واقعاً با ارزشِ. ممنون.

امیدوارم که موفق و سلامت باشید.

بدرود.


سلام ممنون بابت اینکه به وبم سرزدی
میدونی چیه از نظر من به دخترایی بچسب که دوست شدن باشون اسون نباشه چون معمولا اینجور دخترا دخترای خوبین من خودم داخل محیط اطرافم خیلی از دخترا رو دیدم که همزمان با چند تا پسر دوستن و به به وقتش دل همشون رو میشکونن پس بهتره با دخترای خوب و سر به زیر دوست بشی وگر نه تا اخر عمر هی از اینجور دخترا شکست میخوری بشین سر جای خودت و دنبال دختر خوبی بگرد گه بتونه عمری باهات بمونه پشتکارت باشه از نظر من ولی فکر کنم این بهترین راه باشه و این رو هم بدون هیچ وقت دچار عشق یک طرفه نشی چون فقط نابودت میکنه من خودم عاشق یک نفرم که اون حتی من و نمیشناسه **دیوونم اره ***ولی چی کار کنم دوستش دارم ولی  ببین کسی که این وسط داره داغون میشه منم نه اون
پاسخ:

سلام مونس عزیز.

خیلی خوش اومدید و ممنون از اینکه نظر دادید.

مونس عزیز ، همونطوری که توی کامنت های دوستان دیگه عرض کردم ... مشکل من اینکه با چه کسی باشم 

و نباشم نیست ... تنها مشکل اینه که چجوری خاطرات رو فراموش کنم ... یه عده گفتن که خاطرات فراموش نمیشن

و یه عده هم به ازدواج با اینجور دخترا پیشنهاد کردن و... ولی اینا راه حل نیست به نظر من ... من دنبال اینم که بدونم

اینایی که شکست عشقی خوردن و توستن باهاش کنار بیان چه راه حلی میدن ... البته نه فقط افرادی که شکست

عشقی خوردن.در کل میخوام پیشنهاد دوستان رو برای دور کردن خاطرات بدونم. همین.

ممنون بابت نظرتون و ممنون از اینکه وقت گذاشتید و تشریف آوردید و تجربیاتتون رو در اختیارم گذاشتید.

بدرود.


۲۸ مرداد ۹۲ ، ۰۲:۲۳ پروفسوربی مغز
و  اما بی مغز عامد 
تو مطمئن باش در اینده دچار مشکلاتی بس بزرگ تر میشی 
اینجوری ک تو داری حرف میزنی بت میادادم تنوع طلبی باشی 
ک هر چن تو مردا طبیعی هس این ولی خو تو از حد گزروندی دیگ 
نیاز ب یه تکیه گاه داری ک دیگ چشم نداشته باشی ب باقی دخدرا 
یه تکیه گاه یه ارامش قلبی
و اما فراموشی مطمئن باش وقتی سعی کنی یکی رو فراموش کنی برای فراموش کردنش ب یکی دیگ وابسته میشی 
همینجور ادمه میدی 
یکی نع یکی بدی یکی نه یکی بدی 
اینجور  ادمی اصن شخصیت ثابتی نداره 
پ برا اینک ضربه های بیشتری نخوری 
ثابت باش 
مردباش 
رو یکی بمون نه روش هااااااااااااااااا روی دل بستن ب یکی بمون 
و تمام عشقتو ب اون ادا کن اون وخته ک میبینی بقیه برات بی اهمیت میشن 
سوالی بود هستم در خدمت 
روانشناسمااااااااااااااااااااااااااااااا
مخلصیم بی مغز 
یا حق تو 
پاسخ:
سلام پروفسور عزیز.

خیلی خوش اومدید.ممنون از اینکه نظر دادید و تجربیاتتون رو در اختیارم گذاشتید.

تنوع طلب نبودم ... ولی فکر میکنم از صدقه سری همون آدمایی که باهاشون بودم اینجوری شدم

اما همه ی فرمایشاتی که میفرمایید صحیح اما من اراده م هم کم قوی نیست.

همونطور که توی متن اشاره کردم و توی کامنت دیگر دوستان تاکید "صرفاً دنبال راه حل برای رهایی

از دپرس شدن بعد از مرور خاطراتِ...همین"

در کل نظر شما کاملاً قابل احترام و ارزشمندِ ... ولی به نظرم شما هنوز منو ندید و نمیشناسید و 

نظر دادن در مورد شخصیت از روی متن ، به نظرم قضاوت عجولانه س.

ممنون که تشریف اوردید و ممنون که نظر دادید. 

بدرود.


۲۸ مرداد ۹۲ ، ۰۲:۲۵ پروفسوربی مغز
عاقا اومد نظرمون 
ملت چی سیستمای جدیدی میساز ن 
پاسخ:
بله. 

آمد. مظرات بعد از درج جهت تایید به مدیریت نشان داده میشود بعد مدیریت بعد از مطالعه دقیق و پاسخ دادن 

تایید خواهد کرد.

ممنون.
سلام ممنون از اینکه به شهر آفتاب سرزدین اگه مایل به تبادل لینک هستین خبرم کنین
وب عالی دارین

نمیدونم ... من خودم خیلی اروم و ساکتم و لی اینو میدونم که دخترای شلوغ و شیطون مثل بعضی از دوستای خودم یه وقتایی ادمو حسابی کلافه میکنن!!!! همون جوری که شمارو کلافه کردن

شاید بهتر باشه شما یه بار این کارو انجام بدی یعنی شما اونا رو کلافه کنی!
پاسخ:

سلام مینو عزیز.

ممنون از حضورتون و ممنون از نظرتون.

خواهش میکنم.با کمال میل ، خدمت میرسم جهت تبادل لینک.

در مورد پیشنهادی که دادید ، باید عرض کنم که الان من با هیچکدوم از اینجور آدمایی که عرض کردم رابطه ندارم.

بازم ممنون از نظرتون و ممنون از اینکه راهنمایی کردید.


۲۸ مرداد ۹۲ ، ۱۰:۳۳ ♥ دختر وروجک ♥
سلام دوست عزیز . اول از همه ممنون که وبلاگم امدی و نظر گذاشتی خیلی خوشحالم کردی و دوم اینکه باید بگم از یه نظر خوبه که پسر با معرفت و احساسی هستی که سریع از کسی دل نمیبری و بری سمت دختر دیگه ای و این موضوع تو کمتر کسی از پسرا دیده میشه راستش دیگه کم کم داشت واسمون پسر با معرفت و پایبند افسانه میشد . اما از یه نظرهم اینجوری اصلا خوب نیست چون من کاملا حس شما را درک میکنم و دقیقا خودم هم مثل شما هستم و میدونم جز اینکه خودمو اذیت میکنیم هیچ کار دیگه ای انجام نمیدیم . بنظر من اگرچه اصلا هم دوست نداری اما با یه دختری که به قول خودت وروجک و شیطون نباشه آشنا شو و یه کم باهاش وقت بگذرون سعی کن این بار خودت وروجک بشی و هر کاری که دوست داری یه دختر وروجک انجام بده خودت انجام بده سوپرایزش کن شیطونی کن کارای هیجان انگیز بکن سعی کن جور دیگه ای از زندگی را تجربه کنی اما اما اما یه توصیه قبل اینکه از معرفتش مطمئن نشدی بهش دل نبند سعی کن وابسته بهش نشی چون میدونم بعدا واسه ات چقدر سخته ازش دل بکنی من هم دقیقا همین اتفاق واسم افتاد تو اوج اعتماد با یه حرف کوه امیدما کاه کرد و الان دارم تاوان خریت و دل بستن به کسی که لیاقت نداشت ، را میدم . سعی کن مثل من نشی اینکه میگی تو اوج جوونی موهات سفید شده را کاملا درک میکنم چون منم هم سن شما هستم اما شادابی و جوونی تو چهره ام نیست . به هر حال امیدوارم موفق باشی
پاسخ:

سلام دختر وروجک عزیز.

خیلی ممنون از  حضورتون و خیلی ممنون از اینکه نظر دادین و تجربیاتتون رو در اختیارم گذاشتید.

- در مورد احساسی بودنم باید عرض کنم ، من یک دوست دارم الان 20 ساله با همیم.زمان بچگی

هر موقع با من قهر میکرد ، واقعاً تا 24 ساعت دووم نمیاوردم و میرفتم منت کِشی ... حتی اگه 

اون مقصر هم میبود باز من میرفتم منت کشی.

تا اینکه بزرگتر و بزرگتر شدیم و حتی تا سن 14-15 سالگی همین روال ادامه داشت و هر وقت با 

هم قهر می کردیم می رفتم منت کشی ... تا اینکه یک بار باهام قهر کرد و هر کاری کردم دوست 

نشد که نشد ... منم خیلی داغون شده بودم ... چون بشدت مجذوبش شده بودم و نمی تونستم

دوری و قهرش رو تحمل کنم ... تا اینکه همین قهر باعث شد که دیگه عادت کنم ... خیلی برام عذاب

آور بود ... ولی همین آقا پسر باعث شد که امروز من به هر کسی دل نبندم و زود وابسته نشم ...

یعنی یه جورایی باعث شد که سنگ دل بشم ... اما هنوزم که هنوزه دارم تاوان دوران نوجوونیم رو 

میدم.

- در مورد پیشنهادتون مبنی بر اینکه با یه دختر که شیطون نباشه باید بگم که این مسئله هم قضیه داره

که بعداً در یک پُست مجزا خدمتتون عرض میکنم ، فقط در همین حد باید عرض کنم نمیشه و نمیتونم.

- در مورد اینکه نوع دیگه ای از زندگی کردن رو تجربه کنم باید عرض کنم که تغییر رفتار این چنینی (اکتیو)

نیازمند یه انرژی و پتانسیل،پس به همین آسونی هم که می فرمایید نیست. در کل ایده ی بدی نیست 

اما در این برهه و زمان از زندگی من ، یه جورایی نشدنیه.

- در مورد توصیه هم باید بگم : درست می فرمایید ، چون این مسئله یه اصل اجتناب ناپذیرِ.

من که دیگه کم کم دارم نابود شدنم رو حس میکنم.


باز ممنون از حضورتون و ممنون از نظرتون و ابزار همدردیتون.


سلام.خوبید؟حقیقت چندروزه که به این مشکل شماخیلی فکرمی کنم.من خودم تا حالابه این مشکل برنخوردم ولی دوستام خیلی ازاین مشکلات دارن به نظرم تنها راهی که شماروازاین وضعیت نجات می ده ازدواجه.اونم با یه دختری که واقعاعاشقش باشین واونم شمارودوست داشته باشه.....به هرحال این کمک من بودچون یکی از دوستام که مشکلش مث شمابودوقتی ازدواج کرددیگه این مشکلات رونداشت وحالش کاملاخوب شد.
پاسخ:

سلام نسیم عزیز.

واقعاً ممنون از اینکه توجه میکنید و ممنون از اینکه به این موضوع فکر میکنید.

در مورد پیشنهاد شما مبنی بر ازدواج ، باید عرض کنم به دو دلیل نمیشه :


1- موقعیت حال حاضر جامعه.

2- مشکلاتی که دارم در مورد این موضوع.(که بعداً در یک پُست مجزا به اون اشاره خواهم کرد.)

در کل ممنون بابت اینکه توجه کردید . ارزش قائل شدید.

امیدوارم که همیشه دلتون شاد ، لبتون خندون ، جیبتون پر پول ، تنتون سالم و همیشه به آرزوهای

خوبتون برسید.آمین.


۲۸ مرداد ۹۲ ، ۱۱:۵۹ نگــــــــآر

سلام مرسی از اینکه به وبم سر زدی.. یه سوال برام پیش اومد و اونم اینه که: تو به همه ی اون دخترایی که باهاشون رابطه داشتی دل بستی؟؟؟؟؟؟؟ یعنی همشونو  به یه اندازه دوس داشتی؟؟؟؟ بالاخره یکی باید باشه که تو از اون به عنوان عشقت یاد کنی... همه ی اون دخترای اکتیو عشقت بودن؟؟؟؟؟؟؟؟ یکم به نظرم عجیبه... امیدوارم ناراحت نشده باشی از لحن بیانم آخه پسری رو ندیده بودم که اینجوری باشه همه ی پسرا یا با دختر فقط برای سرگرمی دوس میشن یا فقط یه نفر تو زندگیشون هست که عاشقشن و نمیتونن فراموشش کنن...

لطفا جواب نظرمو تو وبم بذار موفق باشی...

پاسخ:
سلام نگار عزیز.

ممنون از اینکه سر زدید و نظر دادید.

همونطور که توی وبلاگتون عرض کردم ، من دارم هنوز چوب وابستگی و عادت های گذشته م رو میخورم.

الان فقط مشکلم مرور خاطرات خوش و شیرین گذشته س که وقتی میاد تو ذهنم دپرسم میکنه. اینکه 

میفرمایید آیا همشونو به یه اندازه دوست داشتم ... باید عرض کنم : بله - چون تقریباً همه شون برام مثل

هم بودن و هیچ فرقی نداشتن.

مسئله و موضوع انتخاب عشق نیست که من بخوام از بینشون عشق و همسر انتخاب کنم ... مسئله اینه که 

برای درد حاصل از تاوان گذشته چه راهکاری پیشنهاد میشه ... و الا من در حال حاضر با هیچکدومشون نیستم.

باز هم ممنون.
علیک سلام داداش

 16 سالمه
پاسخ:
فرناز جان سلام . خوش اومدی.

ممنون بابت جوابت. 

اما ببخشیدا گلم،زمان پدر و مادرامون دخترای 16 ساله زن بودن و چند تا هم پچه داشتن ... 

پس انقدرا هم کوچولو نیستی :-)

منم مثل شمام یکی هس ک هنوزم دوسش دارم

 

اما.................

 

چه بایدکرد؟

پاسخ:
سلام المیرا عزیز.

مرسی از اینکه سر زدید و مرسی از اینکه نظر دادید.

سخته ... 

امیدوارم که یه روزی این روزای تلخ - شیرین شیرین شیرین بشه.

باز هم ممنون بابت همدردیتون.
عاغه من کی گفتم کوچولو ام؟؟؟؟
اگه منظورت اون "کولوهومه" ینی کلا
پاسخ:
آها ... از اون لحاظ ... "کلهم" نه -کولوهوم- .

باز مرسی که گفتی ... موفق باشی خواهر کوچولوی خودم.
هههههههه میدونم باو

ولی ما توی نت اینجوری میحرفیم

مچکر شومام موفق باشی
پاسخ:
ای خدا از دست این دخترای امروزی ... 

واسه خودشون یه قوانین و فواعدی دارن که فقط خودشون سر در میارن.

مرسی.

سلام خوبین فقط میتونم بگم خدا به ادمایه بارفرصت زندگی کردن میده شایدیه جورایی به این بودن باهاشون معتادشدی شایدازروبیکاری زیادبودن وقت ازادت داداش من هیشکی ارزش اینهمه غم وغصه وعذاب رونداره هیچکدوم نمیگن چته هیچکدوم روزای بدوبی حوصله گیتو تحمل نمیکنن خودت باش به خودت وزندگیت فک کن ببخش نصیحت نیستاا من کوچیک شما ولی هیشکی واسه ادم مثل خودش دل نمیسوزونه واسه زندگیش

پاسخ:

سلام فاطیما عزیز.

خیلی ممنون از اینکه به وبلاگم اومدید و خیلی ممنون بابت نظرتون.

نه فاطیما عزیز ، اینجوری هم که میگید نیست ... چون من اونقدرها هم که میگید باهاشون وقت نگذروندم...

اون موقع هر چند وقت یه بار همدیگرو میدیدم و شاید اصلاً تا چند ماه نمیدیدم ... ولی کلاً مشکل زود وابسته

شدن من بوده و الانم که ته مونده های اون حِس وابستگی....


بهترین راه دکتر روان پزشکه من بااین که هیچ مشکلی ندارم گاهی با روانشناس صحبت می کنم وکاملا هم نتیجه گرفتم خیلی خوبه امتحان کنید
پاسخ:

سلام نازنین عزیز.

ممنون از حضورتون و ممنون از نظرتون.

بر عکس نظریه شما ، به نظرم مراجعه به دکتر و مشاور آخرین مرحله س ... چون مشکل من 

اونقدری نیست که بخوام تحت نظر دکتر یا مشاور باشم ... ولی باز در کل نظر خوبیه ... اگه خودم

تشخیص بدم حساسیت بالاست حتماً مراجعه خواهم کرد.بازم ممنون از نظرتون.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی