SuPeR Review

*نشریۀ "سوپر" فضایی برای نشر عقاید*

SuPeR Review

*نشریۀ "سوپر" فضایی برای نشر عقاید*

مشخصات بلاگ
SuPeR Review

می‌خواهم برگردم به روزهای کودکی..

آن زمان‌ها که پدر تنها قهرمان بود

عشق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد

بالاترین نــقطه‌ى زمین، شــانه‌های پـدر بــود

بدتـرین دشمنانم، خواهر و برادرهای خودم بودند

تنــها دردم، زانوهای زخمـی‌ام بودند

تنـها چیزی که می‌شکست، اسباب‌بـازی‌هایم بـود

و معنای خداحافـظ، تا فردا بود!

(استاد مرحوم حسین پناهی)

برای همکاری و هماهنگی با ایمیل :

Stage@mailfa.org

تماس حاصل فرمایید.

• کسانی هم که مایل به تبادل لینک

هستن ، ما رو با عنوان وبلاگمون لینک

کنن ، بعد تو قسمت نظرات وبلاگمون

اسم و آدرس وبلاگشون رو بذارن که هم

سر بزنیم هم نظر بدیم و هم لینک کنیم.

طبقه بندی موضوعی
پیوندها

۵ مطلب با موضوع «آموزش» ثبت شده است

* هشدار ! این پست برای افراد متاهل و در شرف تاهل تهیه و تنظیم شده است و در صورتی که به سن قانونی (18) نرسیده اید ؛ از مطالعه این پست پرهیز نمایید !

۰ نظر ۱۲ تیر ۹۶ ، ۱۹:۴۳

hhw495

تمریناتی برای بهبود عملکرد جنسی مردان
تمرینات کگل برای مردان می‌تواند به آنها کمک کند از بی‌اختیاری ادراری پیشگیری کنند یا آن را کنترل کنند و احتمالا کارکرد جنسی‌شان را بهبود بخشند. اگر فکر می‌کنید تمرینات کگل تنها برای زنان است، اشتباه می‌کنید. انجام تمرینات کگل برای مردان می‌تواند به تقویت عضلات کف لگن که به مثانه و روده کمک می‌کند و بر کارکرد جنسی تاثیر می‌گذارد، کمک کند.

 

مردان در عمل می‌توانند تمرینات کگل را تقریبا در هر زمانی در حال استراحت روی کاناپه یا در هنگام رانندگی انجام دهند. پیش از اینکه انجام تمرینات کگل را شروع کنید، باید دریابید که چگونه مکان عضلات درست را پیدا کنید و تکنیک درست را یاد بگیرید.

 

منافع تمرینات کگل برای مردان
عوامل بسیاری ممکن است عضلات کف لگن شما را تضعیف کند، از عمل جراحی برداشتن پروستات تا بیماری‌هایی مانند دیابت. تمرینات کگل به مردان کمک می‌کنند از برخی از علائم ناشی از ضعف عضلات کف لگن مانند نشت ادراری جلوگیری کنند یا آنها را برطرف کنند. انجام تمرینات کگل در مردان در موارد بی‌اختیاری ادراری یا مدفوعی یا ادامه نشت ادرار پس از اتمام ادرار کردن مفید است. همچنین برخی پژوهش‌ها بیانگر آن است که تمرینات کگل ممکن است به برخی از مردان دچار اختلال نعوظ کمک کند. برای انجام تمرینات کگل باید عضلات کف لگنتان را شناسایی کنید و یاد بگیرید که چگونه آنها را سفت و شل کنید.
این نکات را درباره انجام تمرینات کگل در نظر داشته باشید:
عضلات درست را پیدا کنید: برای این کار باید عضلاتی را که به پیشگیری از خروج گاز کمک می‌کنند به‌طور محکم منقبض کنید یا هنگام استفاده از توالت سعی کنید جریان ادرار را متوقف کنید. اگر در آینه نگاه کنید، انقباض این عضلات باعث می‌شود پایه آلت تناسلی به شکم شما نزدیک‌تر شود و بیضه‌هایتان به سمت بالا بیاید.
تکنیکتان را کامل کنید: هنگامی که عضلات کف لگنتان را شناسایی کردید، مثانه‌تان را خالی کنید و دراز بکشید. عضلات کف لگنتان را منقبض کنید و برای 3 ثانیه به همین حالت بمانید، بعد برای 3 ثانیه عضلات را شل کنید. این تمرین را چند بار پشت سر هم انجام دهید اما در انجام دادن آن افراط نکنید. هنگامی که عضلاتتان قوی‌تر شد، سعی کنید تمرینات کگل را در حالت نشسته، ایستاده یا در حال راه رفتن انجام دهید.
تمرکزتان را حفظ کنید: برای اینکه بهترین نتایج را از این تمرینات بگیرید، باید تنها بر منقبض کردن عضلات کف لگن متمرکز شوید. مراقب باشید تا عضلات شکم، ران‌ها و باسن را منقبض نکنید. همچنین نفستان را حبس نکنید. در عوض هنگام انجام تمرینات به‌طور عادی تنفس کنید.
تمرینات را 3 بار در روز تکرار کنید: هدفتان این باشد که 3 بار در روز و هر بار با 10 تکرار این تمرینات را انجام دهید. می‌توانید این تمرینات را همزمان با انجام یک کار معمول روزانه برای مثال مسواک زدن انجام دهید.
تمرینات کگل را می‌توانید پس از پایان ادرار کردن برای خارج کردن آخرین قطرات ادرار باقیمانده یا برای بازگردان مدفوعی که تخلیه نشده به درون راست‌روده انجام دهید. همچنین می‌توانید این تمرینات را درست پیش از انجام هر فعالیتی که فشار داخل شکمی را افزایش می‌دهد یا در حین انجام این فعالیت‌ها انجام دهید، فعالیت‌هایی مانند عطسه کردن، سرفه کردن، خندیدن یا بلند کردن اشیای سنگین. به علاوه می‌توانید منقبض کردن عضلات کف لگن را در حین فعالیت جنسی انجام دهید تا نعوظ را حفظ کنید یا انزال را به تاخیر بیندازید.

 

اگر تمرینات کگل را به‌طور منظم انجام دهید، می‌توانید انتظار داشته باشید در طول 3 تا 6 هفته نتایج آن برای مثال کاهش موارد نشت ادرار را مشاهده کنید. سایر نتایج مانند بهبود کارکرد نعوظ، ممکن است پس از 3 ماه ایجاد شود. اگر می‌خواهید این منافع را به‌طور مداوم به دست آورید، باید این تمرینات را به جزئی ثابت از کارهای معمول روزانه‌تان تبدیل کنید.
منبع : روزنامه سپید
سیمرغ

۰ نظر ۲۲ مهر ۹۳ ، ۱۷:۰۶

 

آموزش لیسیدن و خوردن اعضای بدن همسر توسط زن و مرد مخصوص افراد متاهل

لیسیدن و خوردن اعضای بدن زن و مرد

 

دوستان توجه فرمایید این آموزش مخصوص افراد متاهل و بالای ۱۸ سال است و هدف از این آموزش استحکام بیشتر
خانواده از طریق انجام یک رابطه جنسی با کیفیت بین زوجین است.همانطور که می دانید علت بسیاری از طلاق ها همین
عامل یعنی نداشتن یک رابطه جنسی با کیفیت می باشد.

۱۶ خرداد ۹۳ ، ۱۹:۰۰


تاثیر فیلم های جنسی یا پورنو بر روابط زناشویی لطفا نظرتان را در این مورد حتما بنویسید

 

تجویز تماشای فیلم‌های جنسی برای زوجینی که یکی از همسران یا هر دو به سرد مزاجی و بی‌میلی جنسی مبتلا هستند در دراز مدت میتواند منجر به بروز مشکلات عدیده ای شود.

به گزارش سلامت نیوز تماشای فیلم‌هایی که با تصاویر جنسی همراهند، ممکن است بنا به عللی که به آن اشاره می‌کنم به از هم گسیختگی روابط زناشویی می‌انجامد:

کاهش اعتماد به نفس

تماشای فیلم‌های جنسی با توجه به رفتارهای اغراق‌آمیز بازیگران کم‌کم باعث می‌شود زوجین درباره طبیعی‌بودن عملکرد جنسی خود دچار تردید شوند و خود را بسیار ضعیف‌تر از آنچه هستند، بپندارند و از روابط زناشویی بیش از گذشته فاصله بگیرند.

مقایسه منفی

جذابیت‌های اغراق‌آمیز و تصنعی چنین فیلم‌هایی گاهی باعث می‌شود جذابیت‌های همسر، کمرنگ شده و با تشدید بی‌میلی جنسی همسر، میزان فعالیت جنسی زوجین از مقدار فعلی نیز کمتر شود.

 تقلید

برخی رفتارهای بازیگران این فیلم‌ها با وجود جذابیت‌های بصری، گاه بسیار دردناک و آسیب‌زننده است و زوجین ناآگاه که سعی در تقلید از آن دارند، موجب بی‌رغبتی همسر به روابط زناشویی می‌شود.

وابستگی

هرچند در ابتدای امر زوجین با قصد بهبود روابط فیمابین به تماشای چنین فیلم‌هایی می‌نشینند اما در ادامه، یکی از زوجین یا هر دو متوجه می‌شوند که اگر در گذشته وقتی را برای با هم بودن صرف می‌کردند اکنون همه یا بخشی از آن وقت را برای دیدن انواع و اقسام فیلم‌های مستهجن پر می‌کنند و به این ترتیب، فیلم‌هایی که قرار بود باعث نزدیکی بیشتر زوجین به یکدیگر شود اکنون عاملی برای فاصله بیشتر آنها از یکدیگر شده است.

نظر شما در رابطه چیست؟

۰ نظر ۱۵ خرداد ۹۳ ، ۱۹:۱۲


قرار بود یه سگ برای سرپرستی بگیرم از یه دختر خانمی که قصد سفر به خارج از کشور
داشت.
جمعه بود طبق قراری که شب قبلش برای دیدن سگ ما به خونشون رفته بودیم گذاشتیم
برای دیدن جا ، قرار شد که ساعت 2 خونه ی من باشن....بلفی رو آورد و خونه رو دید و
داشتن میرفتن بین راه پله ها دختره گفت اگر قرار شد بهتون واگذار کنم خبرتون میکنم ...
یجورایی تابلو بود که نمیخواد به من واگذار کنه ... خلاصه اونا رفتن و من یه سر رفتم طبقه
بالا (خونه اصلی) همینجوری که داشتم با مادرم حرف میزدم ، که یهو گوشیم زنگ خورد ...
مهدی بود ... گفت کجایی ؟ گفتم خونه ... گفتم شاید طبق معمول میخواد بیاد پیشم ...
گفت پاشو بیا بیرون ... گفتم خب چه کاریه ... بیا اینجا دیگه ... گفت نه ، با آرینم ... بیا
سر کوچه ... لباس پوشیدم رفتم سر کوچه ... دیدم خبری ازشون نیست ... زنگ زدم به
گوشی مهدی ... رفتم تا دم در خونه ... همینجوری که داشتم با گوشی مهدی رو میگرفتم
برگشتم سر کوچه رو دیدم که همون لحظه سر رسیدن ... مهدی و آرین با هم تو ماشین
آرین ... رفتم سوار شدم ... گفتم خب چرا نمیاید بریم پایین (خونه خودم) مهدی هم حرفمو
تایید کرد ... اما آرین گفت بریم یه دوری بزنیم یه سیگاری بزنیم بعد ... گفتم سیگار و پایینم
میشد زد دیگه ... گفت نه با ماشین حالش بیشتره ... آرین یه چیزی در آورد ... شبیه سیگار
که یه مقدار کوچیکتر بود و معلوم بود دست سازِ ... روشن کرد و کام اولم خودش کشید ...
بعد داد مهدی و بعدشم افتاد دست من ...
قبلش اینو اضاف کنم ، تابستونی ، خونه یکی از رفیقا آرین بهمون یه همچین چیزی داده بود
کشیدیم ... به قول خودش فاز خنده داره ... ولی اونشبم ما نخندیدیم ... حداقلش این بود که
من نخندیدم... یعنی اصلاً خنده آور نبود که بخوام بگم خنده آور بود و من نخندیدم ...
خلاصه رو حساب اون شب که کشیدیم و خیلی مِلو و ریز یه کم به حالت مستی در اومدیم
کشیدم ... طبق همون روال قبل ... سه کام ... بعد از هر کام نفس حبس و بعد از چند ثانیه
بده بیرون ... دو دست کامل چرخید تا اینکه یهو مهدی گفت من نمیکشم ... هنوز به نصف
نرسیده بود ... دیگه از دست بعدی فقط آرین میکشید میداد به من ... تا اینکه به آخر رسید ...
پنج دقیقه گذشت ... به آرین گفتم : اینم که چیزی نداشت که .... گفت : اینی که کشیدی
گل بود ... مارکِ چیز ... فازش خنده س ... گفتم : فعلاً که هیچی نداشت ... گفت : یه ده
دقیقه ، یک ربع دیلِی داره ...
از اینجا به بعد دیگه سکوت بود ... سکوت محض ... فکر نمی کنم به ده دقیقه یک رُبع هم
کشیده بود ... دیگه از اینجا به بعد هر تصویری فقط یه ذره یه ذره یادم میاد ... اینکه میدیدم
سر خیابون ... بعد دوباره تو حالت خلسه فرو می رفتم ... دیدم پشت چراغ قرمزیم ... خلاصه
به این حالتا رسیده بودم ....
• احساس می کردم زمان (حتی یک دقیقه) یک ساعت طول کشیده.
• صدای کم رو احساس می کردم خیلی کمه و صدای نرمال رو احساس می کردم خیلی زیاده.
• احساس تشنگی و خفگی ...
• احساس خواب آلودگی شدید (اما بعدش هر چی زور زدم بخوام نشد که نشد)
• تو حرفا زدن پرت و پلا می گفتم و به موضوع مورد بحث حرف نمیزدم ....
• تو قسمت رون پام (وقتی تو ماشین نشسته بودم) احساس می کردم 200 کیلو وزنه گذاشتن
 و احساس می کردم اصلاً نمی تونم پامو تکون بدم.

• احساس خستگی تو نوع حرف زدن و راه رفتنم به شدت تاثیر گذاشته بود... جوری که موقع
 راه رفتن از مسیر منحرف میشدم.
• یه چیزی که خیلی بد بود ... این بود که وقتی به مغز فشار میاوردم که هوشیار باشه اوضاع بدتر
میشد !

• قتل یا دعوا هم اگه اوضاع بدتر میشد میتونست رُخ بده ... چون به قول خودمون جو کم آوردن کم
 نیاوردن بود ... ضمن اینکه یه حرفایی هم رد و بدل میشه که تو اون موقعیت شاید ناخودآگاه مغزت
 همه چیز رو بگه و بعد از اینکه هوشیار شدی بفهمی که اااای واااای ... چه گاف بزرگی دادی و همه
زندگیتو لو دادی !


 ◘ خلاصه اون روزِ من ، هر طور که بود بالاخره بخیر گذشت ... ولی اینو هیچوقت یادم نمیره ! که هر
آن ممکن اُوِر دوز (Overdose)  کنم.


این یه جو بود ... یعنی جو گیر شدم ... یه آن به خودم اومدم دیدم پُکیدم. ... خیر سرم من میخواستم
سیگارم ترک کنم ... حالا الان به این روز افتادم ...
و یه چیز دیگه ای که بهم ثابت شد ... این بود که بعضیا هستن که بدنشون به این گند عادت کرده ...
دیگه بدن به قول خودمون آفی رد کرده ... دیگه خاموش ... اینجور آدما براشون مهم نیست کُک باشه ...
کراک باشه ... شیشه باشه ... همه چی مصرف میکنن و عین خیالشونم نیست ... خودتونو با اونا
مقایسه نکنید ... شاید بدن شما هم این چیزارو تحمل کنه ... ولی قشنگ  خودتونو به گ ا میدیدن...
نگید که اگه معتادش بشید به گ ا میرید بلکه همون یک بارشم چه چیزایی رو که فنا نمیکنه تو بدن.
نکشید ... نکنید ... نگردید با اینجور آدما ... هر چقدرم با مرام هستن اینجور رفیقا ... ولی خودشون
میتونن گلیم خودشونو از آب بکشن بیرون ... ولی گلیم شما رو که نمیتونن !

اینا بخضی از اون اتفاق نا جور بود ... یه چیزاییش واقعاً محو شد از ذهنم بخاطر شدت حال بدم ...
و خیلی هاش رو هم نگفتم ...

اگه شد یه روزی بهتون میفهمونم چجوری ب گ ایی داره ...

اینکه اول قضیه رو هم با قضیه سرپرستی سگ شروع کردم رو هم یادم رفت بگم چرا ... چون بعدش
فقط مُدام خدارو شکر می کردم که بعد از اونا این اتفاق افتاد ... اگه کسی ما رو تو اون وضع میدید
واقعاً خدا میدونست چی میشد !

 (ن : روهان) 

 

۴ نظر ۰۶ دی ۹۲ ، ۰۴:۰۹